تبليغاتX
پنجره،فکر،هوا،عشق،زمین مال من است... - اشکهایم را فراموش نکن

پنجره،فکر،هوا،عشق،زمین مال من است...

یک غم و صد تنهایی دلم نمی سوزد به یاد آن روزها و شب هایی که برایت شعر می سرودم به یاد آن شب هایی که ستاره ای پیدا کردم و اسم تو را روی آن گذاشتم. باز نگاهم به سوی آسمان خیره شد و اسم تو را صدا زدم ُ ولی هیچوقت صدایی از تو نیامد. بمان همانجایی که خنده هایت بهاری اند و اشک هایت پاییزی و من این جا در گذشته تو فراموش شده ام و آلبوم خاطراتت را ورق می زنم. گله ای ندارم برای تنهایی ها و اشک هایی که تو را صدا می زنند. تو بگذر و برو برای همیشه با همان چتری که از زیر بغض باران می گذرد. و من سوختن و ساختن را انتخاب کرده ام و باز هم مسئله ای نیست و باز بغض ها می شکنند و ما در اشک خود را پیدا می کنیم. راست می گفتی من همان عروسک تنهایی های تو بودم.

+نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت21:56توسط المیرا | |