تبليغاتX
پنجره،فکر،هوا،عشق،زمین مال من است...

پنجره،فکر،هوا،عشق،زمین مال من است...

نمی دانستم که چشمان آسمانی ات

آخرین فرصت برای دیدن پرستوی مهاجر است

نمی دانستم که آمدنت

آغاز سرودن غزل تنهایی است

نگاه مهربان تو

مرا به یاد موج های متلاطم دریا انداخت

دریایی که امروز سرابی بیش نیست

با این همه،

رویاهایم را از دست نمی دهم.

در رویاهایم،

دریای عشق ساحل دارد

و آرزوها

دست یافتنی است.

اصلا عشق، ساحل دریاست.

درآن ساحل آرام می گیرم.

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت18:59توسط المیرا | |

چه خوب می شد اگر می دانستیم در لحظه تولد برای چه گریه می کردیم.چه خوب می شد اگر می توانستیم خاطره روزی که خدا به ما گفت باید به این دنیا بیاییم.همان روزی که بالهایمان را یادگاری دادیم به فرشته ها و به خدا گفتیم که هیچ وقت فراموشش نمی کنیم.

امروز سال ها ازآن روز وآن خاطره قدیمی می گذرد آیا یادمان مانده که به خدا چه گفته بودیم؟

+نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت18:56توسط المیرا | |