امواج دریا خود را به ساحل می کوبند تا اشک های خود را به زیباترین خلیج ها تقدیم کنند آری، در دل دریایی که نشان از عظمت دل ها دارد، شوری حکفرماست،حکم زندگی کردن است و مانند دریا بودن، دریایی بودن . . . همه می گویند دریایی باش! هر چند دل دریا نیز می شکند.
www.nimania.net
+نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت19:51توسط المیرا |
|
پنجره انتظارم را اکنون به سمت حیاط خلوت فصلها باز می کنم و خلوت آجرها را تا فردای پاییز دنبال می کنم. در این روزهای بی برگی وجودم از سرمای برف و بوران یخ میزند و دلم در آتش نیاز به او یکتای بی همتا می سوزد.
و انتظار . . . انتظار . . . انتظار او، مرا نا مرگ هستی سوق می دهد و ناگه یک عشق پاک و آبی مرا به زندگی باز می گرداند و در گوشم نجوا می کند که انتظار شیرین است.
+نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت17:13توسط المیرا |
|
چشمام تماشا کن یک لحظه بمون با من
دستام بگیر شاید این ثانیه ها رد شن
تردید نکن اینبار بی تو پر تکرارم
از فاصله ها بگذر من حس بدی دارم
همبغض شبای من همگریه دیروزم
با خاطره درگیرم با عشق نمی سوزم!
یک لحظه بمون با من چشمام تماشا کن
من گم شدم اما تو امشب من پیدا کن...
+نوشته شده در شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت17:59توسط المیرا |
|